فعالیت های سردار سلیمانی پس از جنگ
فرماندهی لشکر ۴۱ ثارالله
با پایان یافتن جنگ ایران و عراق در ۱۳۶۷ ه. ش، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشخاص مسلح و قاچاقچیان مواد مخدر شد، که از مرزهای شرقی کشور هدایت میشدند. قاسم سلیمانی تا هنگام انتصاب به فرماندهی سپاه قدس، این سمت را عهدهدار بود.
به گفتهٔ علی قاسمی، فرمانده سپاه انصار الرضا استان خراسان جنوبی، وی در برقراری امنیت در مرزهای شرقی از تایباد تا زابل و زاهدان کوشید. امنیت را در جاده بیرجند-قائن و بیرجند-زاهدان برقرار کرد. همچنین راه ارتباطی بیرجند به کرمان در کویر سوزان شهداد را از اشرار پاکسازی کرد.
فرماندهی نیروی قدس
قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶، همزمان با اوجگیری طالبان در افغانستان، به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. او با تجربهای که از سرکوب جنگ داخلی کردستان داشت، گزینهای مناسب بود، چون بنا بود در افغانستانِ عصر طالبان که درگیر جنگهای داخلی بود، وارد عمل شود. از همه مهمتر اینکه سلیمانی در هشت سال جنگ با عراق و نیز مبارزه با باندهای مواد مخدر در مناطق مرزی ایران و افغانستان تا پیش از انتصابش به فرماندهی سپاه قدس، تجربهٔ زیادی اندوخته بود. وی تا پایان عمر در سال ۱۳۹۸ این سمت را عهدهدار بود.
مداخله در کشورهای دیگر
قاسم سلیمانی بهعنوان فرمانده سپاه قدس در امور برخی از کشورهای خاورمیانه، زیر عنوانهایی مانند دفاع از جان مسلمانان، مداخله میکرد؛ ولی از دیدگاه برخی از تحلیلگران، این ادعای وی نیز همانند برخی از ادعاهای دیگرش دروغ بوده و بلکه با دفاع از برخی از حاکمان منطقه، باعث کشتار صدها هزار مسلمان (و غیر مسلمان) شدهاست. دستگاه تبلیغاتی حکومت جمهوری اسلامی مانند دستگاه تبلیغاتی رژیم سوریه (بشار اسد) با تمرکز بر جنایات داعش تلاش میکند تا مخاطبان، جنایات بشار اسد و همپیمانانش (جمهوری اسلامی ایران و نیز روسیه) را فراموش کنند.
تجهیز حزبالله در لبنان و شرکت در جنگ سال ۲۰۰۶
به گفتهٔ سید حسن نصرالله، رهبر گروه حزبالله لبنان، قاسم سلیمانی از زمان انتصاب به فرماندهی سپاه قدس ارتباط نزدیکی با نیروهای حزبالله لبنان داشت. وی علاوه بر مشارکت در تجهیز و طراحی بخش نظامی، در حوزه برنامهریزی سیاسی این حزب نیز مشارکت داشت. خود قاسم سلیمانی در یک مصاحبهٔ تلویزیونی گفته بود که اندکی پس از شروع جنگ اسرائیل با لبنان در سال ۲۰۰۶، وی از ایران به بیروت میرود. پس از یک هفته به ایران بازمیگردد و در جلسهای در مشهد با حضور سید علی خامنهای، سران قوا، اعضای شورایعالی امنیت ملی و برخی فرماندهان نظامی گزارشی از وضعیت جنگ را بیان میکند. سپس بلافاصله به لبنان بازمیگردد تا پیام روحیه بخش رهبر جمهوری اسلامی را به رهبران حزبالله برساند.
جنگ داخلی عراق
به گفتهٔ بیبیسی نیروی قدس به فرماندهی سلیمانی نقش اثرگذاری در روند جنگ عراق داشتهاست. به گفته بیبیسی، سلیمانی از آغاز حضور نیروهای آمریکا در عراق در ۲۰۰۳، برای انجام عملیات علیه نیروهای آمریکایی، به تأسیس و پشتیبانی گروههای شبه نظامی مسلح پرداخت و آنها را پرورش داده و تجهیز کرد که این عملیاتها غالباً همراه با تلفات وسیعی در بین نیروهای امنیتی عراقی و شهروندان عادی همراه بود. این گروههای شبه نظامی، زیر نظر قاسم سلیمانی و با پشتیبانی سپاه قدس به شکل سریع و قارچ گونه رشد کردند و به چالشی جدی برای ثبات دولت عراق تبدیل شدند. در سال ۲۰۱۴، در پی حمله داعش به غرب عراق، قاسم سلیمانی با استفاده از نفوذش بر نخستوزیر وقت عراق نوری المالکی، به سازماندهی این گروهها در قالب حشدالشعبی پرداخت و به آن چتر قانونی بخشید.
با شدت گرفتن جنگهای قبیلهای بین شیعه و سنی، جمعیت شیعه [عراقی] به ایران بهعنوان یک پشتیبان روی آورد. وقتی داعش کنترل شهرها و مناطق را بدست گرفت، آسیبپذیری شیعه و عدم موفقیت آمریکا در محافظت از آنها باعث تقویت تلاشهای سپاه پاسداران و ژنرال سلیمانی در بهکارگیری و بسیج نمودن شبه نظامیان شیعه وفادار به ایران گردید.
در ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، استنلی مککریستال ژنرال آمریکایی مطلع شد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه و قاسم سلیمانی از طریق چند خودرو در حال حرکت به مرز ایران و عراق هستند. در عراق آمریکاییها در حال تعقیب آنها بودند. کاروان خودروها وارد ساختمان ناشناختهای در شهر اربیل کردستان عراق شدند که روی آن فقط نوشته بود «کنسولگری»، که نشان میداد افراد داخل ساختمان تحت پوشش دیپلماتیک عملیات انجام میدهند. نظامیان آمریکایی وارد ساختمان شدند و ۵ ایرانی که همگی پاسپورت دیپلماتیک داشتند را دستگیر کردند، اما اثری از محمدعلی جعفری و قاسم سلیمانی نبود. به گفتهٔ مککریستال، هر پنج نفر از اعضای سپاه قدس بودند. ۹ روز بعد از این واقعه، ۹ تا ۱۲ شبه نظامی به رهبری گروه شبه نظامی شیعهٔ عصائب اهل الحق طی حملهای به مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در کربلا که در بین مراکز فرماندهی پلیس عراق واقع است، سوار بر تعدادی خودروی نظامی با گذشتن از چندین لایهٔ امنیتی، به ساختمان اصلی فرماندهی که در آن ۳۰ آمریکایی مستقر بود نفوذ کردند و ۴ نظامی آمریکایی را اسیر گرفتند و از منطقه خارج شدند و به نزدیکی رود فرات رفتند، در نهایت با تعقیب هلیکوپترهای آمریکایی شبه نظامیان فرار کردند و در مجموع پنج نظامی آمریکایی کشته شدند. این عملیات «برجستهترین و پیچیدهترین عملیات در طول چهار سال جنگ» در عراق توصیف شده و افسران آمریکایی و مقامات عراق ادعا کردهاند، ایران در آن نقش داشته و پاسخی به اسارت ۵ ایرانی در اربیل بودهاست. این نخستین بار بود که آمریکاییها مستقیماً به قاسم سلیمانی و نقش او در عراق اشاره کردند.
در سال ۲۰۰۹، گزارشی افشا شد که ریموند تی. اودیرنو و کریستوفر آر. هیل (بالاترین مقامات آمریکا در بغداد در آن هنگام) در دفتر جلال طالبانی (که از دههها پیش با سلیمانی ارتباط داشتهاست) با قاسم سلیمانی ملاقات کردهاند. هیل و اودیرنو بعداً این خبر را رد کردند.
در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰، جیمز جفری (سفیر آمریکا در عراق) و لوید آستین (فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق)، در بیانیهای تشکیل دولت جدید عراق به رهبری نوری المالکی را تبریک گفتند. به گفتهٔ سران عراقی، هنگام انتشار این بیانیه، آمریکاییها خودشان میدانستند که در واقع سلیمانی آنها را از عراق بیرون کردهاست. حزب ایاد علاوی، سیاستمدار سکولار طرفدار آمریکا، اکثریت اعضای پارلمان را داشت ولی در نهایت به قدرت نرسید چون آمریکا او را به نفع نوری المالکی کنار زد. به گفتهٔ خود علاوی، اگر او نخستوزیر میشد نیازمند حمایت آمریکا بود، اما آمریکا مایل بود عراق را ترک کند، و «عراق را به ایران داد». در نهایت جلال طالبانی و نوری المالکی که هر دو از نزدیکان و کاندیداهای مورد ترجیح سلیمانی بودند، به قدرت رسیدند. رهبر سابق عراق میگوید «ما به آمریکاییها میخندیدیم … سلیمانی کاملاً آنها را ضربهفنی کرد، و آمریکاییها در ظاهر تشکیل دولت جدید را به یکدیگر تبریک میگفتند.»
گفته شدهاست سلیمانی پیامکی را از طریق جلال طالبانی برای دیوید پترائوس ژنرال آمریکایی و رئیس سازمان سیا فرستادهاست با این محتوا که: «پترائوس عزیز، شما باید بدانید که من سیاستهای ایران در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل میکنم. در واقع سفیری که در بغداد است از اعضای نیروی قدس است. شخصی که قرار است جایگزین او شود هم از اعضای نیروی قدس است.»
در سال ۲۰۱۱ موفق الربیعی سیاستمدار و وزیر سابق امنیت ملی عراق در مصاحبهای با روزنامه الشرق الاوسط، سلیمانی را «بدون شک قدرتمندترین مرد در عراق» خواندهبود. به گفتهٔ او سپاه قدس به فرماندهی سلیمانی در تمامی زمینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی و به ویژه در منطقه سبز بغداد (که سفارتخانههای غربی و عربی و ادارات و خانههای مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) نفوذ دارد.
سلیمانی خود در نشست مقدماتی «کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی» گفت: «ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تأثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.» اما تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق در بیانیهای سخنان سلیمانی را محکوم کرده و وی را دچار توهم خواندند.
پس از یورش پیکارجویان دولت اسلامی عراق و شام (داعش) در ژوئن ۲۰۱۴ (خرداد ۱۳۹۳) به شمال عراق و تصرف برخی از شهرهای این کشور از جمله موصل و تکریت و از هم پاشیدن ارتش عراق و ناتوانی نیروهای مسلح این کشور در نبرد با داعش و پس از جدی شدن خطر تصرف بغداد (پایتخت عراق) توسط این گروه، روزنامه ساندی تایمز انگلیس، والاستریت ژورنال و نیویورک تایمز مدعی شدند ایران فرماندهی ارتش از هم فروپاشیده عراق را برعهده گرفته تا با نیروهای گروه تروریستی داعش مقابله کند. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، عملیات دفاع از بغداد پایتخت عراق را در مقابل حملات نیروهای گروه تروریستی داعش، فرماندهی میکرد. یک منبع عراقی مدعی شد: سلیمانی با ۶۷ مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و فرماندهی عملیاتها را برعهده گرفت و بر استقرار نیروهای عراقی و برنامهریزی برای عملیات، نظارت داشتهاست. سید حسن نصرالله بعداً اعلام کرد که قاسم سلیمانی از وی خواستهاست تا ۱۲۰ نفر از فرماندهان میدانی حزبالله را برای جنگ با داعش در عراق، در اسرع وقت در اختیار وی قرار دهد.
اعتراضات ۲۰۱۹ عراق
در جریان اعتراضات پاییز ۲۰۱۹، اعتراض راهپیماییکنندگان به ضعف استقلال عراق در منطقه و هر نوع دخالتی از جانب آمریکا، عربستان یا دیگر کشورهای منطقه بود، اما این مخالفتها بیش از همه به ایران اشاره داشت. این اعتراضها با شعارهایی (گاه تند و تحقیرآمیز) علیه قاسم سلیمانی و علی خامنهای همراه بود. سلیمانی در مهندسی این سرکوب به مقامات ارشد عراقی کمک کرد و در جریان بازدید از بغداد هنگام آغاز تظاهرات به آنها گفت: «ما در ایران میدانیم چه رفتاری با معترضان بکنیم. این اتفاق در ایران هم افتاد و ما توانستیم آن را کنترل کنیم». طی رخدادهای پاییز ۲۰۱۹ معترضان عراقی شبه نظامیان و سیاستمداران همسو با ایران را به توسل به اقدامات بیرحمانه همچون آدمربایی، شکنجه و ترور برای سرکوب تظاهرات مردم عراق متهم کردند. نیروهای امنیتی عراق هم، گروههای تحت حمایت ایران مانند عصائب اهل حق، کتائب حزبالله، النجباء، بدر و کتائب خراسانی را به کشتن معترضان در راهپیماییها و هدف قرار دادن مردم متهم کردند. با گسترش اعتراضات، سلیمانی با رهبران ارشد شبهنظامیان در بغداد ملاقات کرد و به آنها دستور داد تا حملهها به اهداف ایالات متحده را افزایش دهند. هدف او تحریک احساسات ضدآمریکایی، برای منحرف کردن اعتراضات مردمی علیه سیاستمداران و گروههای شبهنظامی تحت حمایت ایران بود.
در اعتراضات سال ۲۰۱۹ عراق، آسوشیتدپرس از سفر قاسم سلیمانی به بغداد یک روز پس از شروع اعتراضات در عراق برای شرکت در یک نشست امنیتی که قرار بود به ریاست عادل عبدالمهدی برگزار شود خبر دادهاست. به گزارش این خبرگزاری به نقل از دو مقام امنیتی عراقی، قاسم سلیمانی گفته «ما در ایران میدانیم چه رفتاری با معترضان بکنیم. این اتفاق در ایران افتاد و ما توانستیم آن را کنترل کنیم.» روز پس از دیدار سلیمانی از بغداد زد و خورد میان معترضان و نیروهای امنیتی در عراق خشونتبارتر شد و شمار کشته شدگان از ۱۰۰ نفر گذشت. تکتیراندازان ناشناس هدفمندانه سر و سینه تظاهرکنندگان را هدف گلوله قرار میدادند. در عرض کمتر از یک هفته نزدیک به ۱۵۰ معترض کشته شدند.
در ۵ اکتبر ۲۰۱۹، احمد الجبوری، نماینده اسبق پارلمان عراق، گفت قاسم سلیمانی مسئول قتل معترضان در اعتراضات ۲۰۲۰–۲۰۱۹ عراق است و او با کمک فردی به نام «حاج حامد» در یک اتاق عملیاتی در بغداد، فعالان و رهبران جنبش را با استفاده از گروهی از تکتیر اندازان ترور میکند و سلیمانی با کمک حاج احمد این عملیات قتل را طراحی و هدایت میکند. فائق الشیخ علی، یک نماینده دیگر عراق هم نوشت: «ایران ما را به قتل میرساند … دیگر این یک راز نیست. امام جمعه تهران صریحاً گفت: (تظاهر کنندگان معترض عراقی مأموران آمریکایی هستند آنها را به قتل برسانید)».
دخالت در جنگ داخلی سوریه
از زمان شدت گرفتن بحران داخلی دولت سوریه و مخالفان سوری، برای چندین بار سلیمانی در این کشور و برای کمک به بشار اسد حضور یافت. از سال ۲۰۱۱ با شروع جنگ داخلی سوریه، سلیمانی به همراه نیروهای لشکر فاطمیون و لشکر زینبیون برای حمایت از بشار اسد وارد کارزار شدند.نیروی قدس به رهبری قاسم سلیمانی پیش از ظهور داعش در سوریه از سال ۲۰۱۱ در سرکوب اعتراضات مردم سوریه نقش داشت. به نوشته روزنامه هاآرتس، یک عضو ارشد شورای ملی سوریه علت حضور سرتیپ پاسدار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به سوریه برای «فرماندهی اتاق جنگ» با هدف سرکوب معترضان مخالف حکومت بشار اسد خبر دادهاست.
علی عبدالله ایوب، وزیر دفاع سوریه گفت: «نخستین بار در سال ۲۰۱۱ با قاسم سلیمانی در سوریه دیدار کرده و نخستین عملیات مشترک را برای بازپسگیری باباعمرو در حومه حمص در مارس ۲۰۱۲ طراحی و اجرا کردهاند.» هنگام اجرای این عملیات، دولت بشار اسد در حال جنگ با ارتش آزاد سوریه بودهاست و هنوز گروههای جهادی ایجاد نشده بود. جان مگوایر افسر سابق سیا گفتهاست نبرد القصیر که منجر به بازپسگیری شهر استراتژیک القصیر توسط ارتش سوریه و نقطهٔ عطفی در جنگ بود، تحت نظارت و فرماندهی سلیمانی بودهاست و این نبرد را «یک پیروزی بزرگ» برای او خواندهاست.
پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان، در برنامهای از تلویزیونی اعتراف کرد که قاسم سلیمانی برای پرداخت حقوق لشکر فاطمیون به وی مراجعه کردهاست،
بنا بر روایت امیر اسداللهی، خلبان هواپیمایی ماهان، در خرداد سال ۱۳۹۲ هدایت یک فروند هواپیمای مسافربری با ۲۰۰ مسافر را برعهده داشت و قاسم سلیمانی، نیز در آن پرواز حضور داشت. بنا بر گفته وی، آنها در این پرواز «بار ممنوع» به سوریه منتقل میکردند؛ که نیروهای عراقی به پرواز مشکوک شده و هواپیما را در فرودگاه بغداد به زمین نشاندند، اما قاسم سلیمانی با پوشیدن لباس مهندس پرواز در کابین خلبان مینشیند و خلبان با دادن رشوه به مأموران عراقی از کشف و ضبط «بار ممنوع» جلوگیری میکند. این درحالی است که استفاده از هواپیمای مسافربری برای مقاصد نظامی یکی از مصادیق استفاده از «سپر انسانی» است که طبق کنوانسیون ژنو «جنایت جنگی» محسوب میشود.
اعتراف به نقش سلیمانی و سپاه در رویارویی با اعتراضات سوریه
دو رسانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار گزارشی دربارهٔ فعالیتهای نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از سالها تأیید کردند که نیروی قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی از زمان آغاز اعتراضات مردم سوریه در اوایل سال ۲۰۱۱، در سرکوب این اعتراضات، نقش داشتهاست و به پلیس این کشور، دربارهٔ چگونگی سرکوب اعتراضات و اقدامات اطلاعاتی و امنیتی بر ضد معترضان، آموزش داده و به آنها جنگافزار و تجهیزات سرکوب دادهاست. به گفته ایندیپندنت فارسی، قاسم سلیمانی در پی اعتراضات سراسری مردم سوریه، بشار اسد را متقاعد کرد که تسلیم خواستههای مردم سوریه نشود.